زبان کردی

   روند شکل‌گیری زبان کُردی : با پیدایش خط میخی کُردها و پارس‌ها هر دو به اتفاق  نوشتارهای خود را با خط میخی می‌نوشتند (نلدکه) آلمانی می‌گوید اگر کتیبه‌هایی از کُرد به دست بیاید تصور می‌رود که از حیث زبان و خط عین کتیبه‌های شاهان هخامنشی باشد (تتبعات تاریخی راجع به ایران قدیم) . در کتاب «شوق المستهام فی معرفه رموز الاقلام» تالیف احمد ابی‌بکر وحشیه نبطی کلدانی، مذکور است که در حدود سده دهم پیش از زایش مسیح  یک نفر «ماسی سورات» نام، حروفی را طبق مخارج ابجدی اختراع کرده و با آن افکار خود را رقم زده است.از آن پس کردها با همان حروف کتابت کرده‌اند.

حروف مذکور که مشهور به حروف «ماسی سوراتی» است تقریباً شبیه به حروفی است که در قرن ششم میلادی اختراع شده است و آنرا حروف اوستا: (آویستا) یی می‌گویند.باید دانست تا پیدایش اسلام حروف کُردی (ماسی سوراتی) در میان کُردان معمول بود و در عین حال کردها خط یونانی و خط آرامی سریانی را بکار می‌بردند. سه فقره اجاره‌نامه‌ای را که «سید حسین» نامی از منسوبین شیخ علاءالدین در سال 1328 قمری در میان خمره‌ای از ارزن پیدا کرده بود،این ورقه‌ها  توسط پرفسور براون به دست پرفسور«منس» متخصص خط و زبان یونانی رسید و مشخص شد که یکی از آنها به زبان پهلوی و خط آرامی سریانی است (88 ق. م) و آن دو ورق دیگر یونانی است و هر دو دارای یک مضمونند (نسختان) و هر دو را در زمان فرهاد چهارم، از سلاطین پارت (اشکانیان) نوشته‌اند (21-22 ق) این اسناد دلالت دارند که در آن ایام منطقة اورامان تحت حکومت ارمنستان (آرتاکسیس) یا (آرتاکسیاس) بوده‌است. حکمران اورامان هم بهمن سوم بوده‌است. نسل هجدهم بهمن اول پسر اسفندیار اعلی جد سلسله سلاطین اورامان است.اشکالی که در ذیل حروف مذکور (ماسی سوراتی) نوشته شده، معلوم نیست چه حروفی هستند ظاهراَ باید حروف ذیل باشند: (پ، چ، گ، و ، ل ، ت ، د، ر، ...) لام بزرگ، تای سبک، دال سبک، رای بزرگ. پس از غلبه و توسعه اسلام حروف کُردی، میخی، آرامی و یونانی به کلی متروک و به جای آنها حروف «کوفی» معمول شد. قرآنی که اکنون در قریة «نگل» از محال «کلاترزان» سنه دژ (در راه مریوان) موجود است، و تاریخ آن قرن دوم هجری است گویا به خط کوفی نوشته شده‌است و پس از رواج خط نستعلیق، کرد و پارس هر دو نوشتار خود را با همین خط نوشته‌اند.بنابراین کُرد و پارس در خط هم، دوش به دوش همدیگر رفته‌اند.

(تاریخ شیخ محمد مردوخ برگ اول)طبق تحقیقات دکتر «سپایزار» طوایف اربعه منظومه زاگروس یعنی کُرد قسمت آرارات که عبارت از کُرد لولو و گوتی و کاسو و شوبارو»هستند، هر یک دارای یک زبان ویژه ولی نزدیک به هم بوده‌اند، مانند طوایف کُرد امروزی که هر چند شاخ و برگ کلمات آنها متفاوتند ولی اصول کلمات در زبان همه یکی و نزدیک به هم است.بعضی از مستشرقین می‌گویند: که زبان طوایف اربعه زاگروس «آری» بوده است. ولی زبانِ آری هم تاکنون معلوم نشده که چه قسم بوده است زیرا هنوز مدرکی به زبان آری به دست نیامده است.ملک الشعرای بهار در سبک‌شناسی می‌گوید: «مادهانخستین کسانی بودند که خط را در ایران بوجود آوردند،هخامنشیان سنگ‌نوشته‌های خود را با خط مادی می‌نوشتند و در واقع پارسها خط میخی خود را از مادها اقتباس کردند» (جلد اول سبک‌شناسی چاپ 1356 تهران صفحة 65)بنابراین ما اکنون باید از زبان کردهای قسمت آرارات  صرفنظر کنیم و در اطراف زبان طبقه دوم کرد یعنی کُردخاور صحبت کنیم «ادارمیس لتر» مولف کتاب «تبلیغات ایران» می‌گوید: «زبان مادها همان زبان اوستا:«آویستا» بوده ولی تا کنون مدرکی به زبان مادی به دست نیامده تا با اوستا تطبیق شود».استرابون جغرافی‌دان یونانی «که در اوائل قرن اول میلادی مرده است» درباره «ایران قدیم» می‌گوید: « پارس و ماد زبان همدیگر را بخوبی می‌دانستند، پس معلوم می‌شود که زبان پارس و ماد خیلی نزدیک به هم بوده، مانند زبان پارسی و کُردها که امروزه (اتنوگرافی =

Ethnography) علم قوم شناسی بر آن تاکید می‌کند (جدول زبان چهارگانه که بعد ذکر می‌شود) و اکثر تواریخ هم تصریح کرده‌اند به اینکه زبان مادها همین زبان کُردی مکری بوده است. چنان که زند و اوستا که به زبان مادی نوشته شده خیلی نزدیک به لهجة مکری است و یا همان زبان مکری است.این نظریه از طرف هوارت و دارمستتر و بعضی دیگر ازکارشناسان تایید شده است و نتیجه این است که زبان اوستا (آویستا) ی زرتشت زبان کُردی مادی است. زبان پارسی هم در آن دوره همان زبانی بوده که در آثارپرس‌پلیس (= استخر پارس) نوشته شده است.تفاوتی که در اکتشاف اخیر حاصل شده است، کُردها و واژگان زیادی از عربی داخل زبان خود نکرده‌اند و به عکس زبان فارسی شکل افعال خود را تا حد امکان حفظ کرده‌اند. چنانچه نوشتن نامه به زبان کُردی ساده خیلی آسان است اما به زبان فارسیِ ساده، دشوار است.

 بهرحال کردهای امروز از حیث زبان چهار شعبه‌اند:

 1-   کُرمانج 2- گوران 3- لُر 4- کَلهُر

 هر یک از این چهار شعبه نیز به چندین شعبه دیگر منشعب شده‌اند و تغییر زبان داده‌اند.

کرمانج شمالی: جزیری، هریزی، بایزیدی، بوهتانی آشیته‌یی، ژنگاری، دیاربکری، هکاری , بادینانی و خراسانی

 کرمانج جنوبی: موکری، سلیمانی، سورانی و سنه‌یی: سنندج، گلباغی، جافی، بایایی، اردلانی (اورامانی)، جوانرویی، روندی ، براخویی، گروسی، رشوندی، موصلانی، هجیجی، ممستی، کرماشانی، له کی، زازایی، سیورکی، یاری، مافی، باجه لانی، کاکه‌یی، زه‌نگنه‌یی، هه ورامی، لوری، به ختیاری، گیلی، شیروانی، لولو، منگوری، فه‌یلی، که لهوری و گونه‌های دیگر و این تنوع لهجه‌ها خود برکتی است برای زبان غنی کُردی.هر جور باشد از منابع دجله و فرات تا خلیج فارس قلمروزبان کُردی بوده است و پایتخت این زبان اول تیسفون پس از آن زاگروس و سپس اسپاهان، بنابراین ما می‌توانیم بگوییم که زبان کُردی در تمام ولایات ایران قدیم که اسکندر مقدونی بر آن حکمروایی کرده عمومیت داشته است. در هر حال اصل زبان کُردی خاورستان بطور تحقیق همان زبان مادی آویستایی (اوستایی) است که اصل و ریشة آن همان زبان آریان قدیم است که آنرا زبان «انزانی» گفته‌اند که همان پدر تمام زبانهای مادی و هندی و پارسی و عیلامی است و تقریباً سه هزار سال پیش از زایش آریاییها با آن مکالمه می‌کردند و بعدها منشعب و مختلف شده و تغییرات کلی پیدا کرده‌است.( نقل از کتاب زانایانی کورد به زمانی کوردی به قلم محمدصالح ابراهیمی صفحات 183 تا 191 حروف‌چینی شده10/4/1374 خورشیدی.)

باید گفت: حتی در کُردِی اورامانی که در کوهستان واقع‌اند و بهتر توانسته‌اند رابطه خود را با اصل زبان کُردی حفظ کنند برای زن و مرد، افعال متفاوت است می‌گویند: فرهاد آما، شیرین آماینی یعنی آمد. فرهادلو، شیرین لواینی یعنی رفت و بر این قیاس کلیة افعال مانند عربی است. 

 انسان معرب (اَنزان) است که عرب(ز) را مبدل به (س) و فتحة همزه را مبدل به کسره کرده است، حالا هم در منطقه اورامان به جای انسان، انزان می‌گویند. مانند (ازد و اسد)که تحت همین تبدیل واقع شده است (رجوع به ترجمة «تاریخ ابن خلکان ملهب بن ابی‌صدره») پرفسور د.ن مک کینزی می‌گوید به قول شانیدز: «تردیدی نیست که با یک متن زبان کُردی روبرو هستیم که در نیمة اول قرن پانزدهم میلادی احتمالا بین سالهای 1430 – 1446 نسخه‌برداری شده است» از کلمات زبان کُردی معمول در بخش شمالی:

Pak-I  Xuda.Pak – I Tavawa Pak – T

 bemarg avar xac zudl bahr-1

Ma.rahmar Kun avarma. پارسی

Pakiz Xude ناب خالص . Pakiz Zahm

توانا .  Pakiz Vematag.مادی 

Koy Hati xiciz Kerma, برای ما

Rahmatema Zam  به معنی توانا

Izzkirma به معنی ما

 و باز شانیدز می‌نویسد: کشف الفبای تازه کشف شده آلبانی‌های قفقازی و اهمیت آن برای علم که به وسیلة IBulasdieنوشته شده در یک دست‌نویس ارمنی مربوط به قرن پانزدهم که شامل مجموعه‌ای از الفباهای یونانی، سریانی، لاتین، گرجی، قبطی، عربی و آلبانی می‌باشد صورت گرفته است.

 در همین دست‌نویس ارمنی دعائی به هفت زبان متفاوت موجود است و دربارة یکی از متون گفته‌شده که به زبان مادی marac باشد.» د.ن.م‌کنیزی در هر صورت آن متن کوتاه مادی_ پارسی، هم از این جهت که برای نخستین بار به نام «زبان ماد» جملاتی به دست می‌دهد و هم از این که رابطه بسیار نزدیک زبان مادها را با زبان کُردی (و سایر زبانها و لهجه‌های ایرانی امروز) نشان می‌دهد دارای اهمیت فراوان می‌باشد. (نشریه دانشکده ادبیات اصفهان، شماره دوم و سوم، سال دوم 1345 خورشیدی، صفحه40 تا41 ، به قلم فاتح شیخ الاسلامی زیر نام زبان مادی). حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده(در صفحه 776 فصل 4 چاپ 1362 باهتمام دکتر عبدالحسین نوایی در باب 6 از کتاب البلدان) نقل می‌کند که در زمان خلیفه دوم که حصارشهرستان شاپوری «قزوین» در محاصره سپاه اسلام بود، بعد از جنگیدن زیاد، مسلمانان پیغام می‌دادند یا مسلمان شوید یا جزیه بدهید، اهل قزوین بر سر باروها با صدای بلند می‌گفتند: (نه مسلمان بیم نه گزیت دیم بشین ئومه‌که بَشین که‌یمه برَهیم) یعنی نه مسلمان می‌شویم و نه جزیه می‌دهیم، بروید (برگردید) به مکه تا ما هم نجات یابیم. این شعر در حقیقت به زبان کُردی گورانی است که در قرن اول اسلام موجود بوده است. واژه‌ شین: (بشین) به معنی رفتن است که با ادخال (ب) امری از حالت مصدری و سوم شخص جمع (مذکر یا مونث) خارج شده و صورت امر حاضر و مخاطب به خود گرفته است. واژه (شین) در شعر مولانا خالد نسخه جامعه و نسخة نابیغهنیز بکار رفته است:

(وه سبزده هه نی ئه وخورجه بینه

        راهی بی کوچ که در، شین وهمه‌دینه)

 یعنی در روز جمعه سیزدهم ماه ربیع الاول پیامبر، این ماه رخسار از مکه به مدینه هجرت کرد. واژه‌ی شین، شی، بشینه، شاندی، هنوز در زبان کُردی معمول و متداول است. «بابا طاهر عریان لُر» گوید: (بشم واشم از این عالم بدرشم...) حکیم مولوی کُرد گوید:  (دیده‌ی سه‌رئه‌رشی...) بابا طاهر، دیوان مولانا خالد نقشبندی چاپ استامبول؛ دیوان مولوی کُرد، کوواری گرشه‌ی کوردستان، شماره 2 و 3 سالی دوم، صفحه 11، چاپ 1360 خورشیدی؛ زریزه زیرین به قلم (شه پول)، صفحه‌های 152تا 151؛ ملک الشعرای بهار، دکتر سعید خان کردستانی، و آیت الله شیخ محمد مردوخ کردستانی، و م. اورنگ در آثار خود راجع به حملة اعراب به ایران و مناطق کردنشین، قتل و غارت و به اسارت گرفتن مرد و زن ایرانی و کشت و کشتار کردها بحث کرده‌اند و از داد و بیداد و دعا و التماس مردم و شعرای آن ایام که در پیشگاه الهی التماس کرده‌اند تا بلکه خداوند به داد ستمدیدگان برسد، این اشعار را در آثار خود نقل کرده‌اند که به چامه هورموزگان مشهور است:

 هورموزگان رمان آتران کوژان

  ویشان شارده‌وه، گه وره‌ی گه‌وره‌کان

 زور کارئه‌ره‌ب کردنه خاپور   

           گونداو تی پاله، به شی شاره زور

 ژنی و که نیه کان، وه دیل بشینا  

           پیا ئازا، تلیا ژروی هوینا

 ره وشت زه‌رده‌شت مه نووه بیکه‌س 

            به زه‌یه‌ک نکا هورموز، وه هیچ که‌س

 از این مطالب معلوم می‌گردد که زبان کُردی راههای دور ودرازی را پیموده است و فراز و نشیبها را دیده است. (گوندا: گونا، ئی پاله این خط این منطقه)- استاد جمیل روژبه‌یانی به نقل از امین زکی می‌گوید: که این اشعار توسط واسیلی نیکتین در حاشیة 18 صفحه 11 در کتاب خه‌بات کوردچاپ شده است. - مقدمه شرفنامه تاریخ مفصل کردستان تالیف امیر شرفخان بدلیسی با مقدمه و تعالیق و فهارس به قلم محمد عباسی چاپ 1343، مجله گرشه‌ی کوردستان شماره‌ی 2 و 3 اول شماره مجله گرشه‌ی کوردستان در 1 مارس 1981 منتشر گردیده است- مجله مهر شماره 5 چاپ 1316 م و کوردشناسی م. اورنگ صفحه 78 تا 87 چاپ 1346 خورشیدی» این چامه در سال 1910 م در بایکول جنوب سلیمانیه روی یک قطعه پوست پیدا شده راولینسون سال 1826م و هیرتسفلد 12-1611 م در بایکول تحقیق کرده‌اند و وجود این چامه را تایید کرده‌اند. دانشنامه مزدیستا واژه‌ نامه و توضیح آیین زهردشت. دکتر جهانگیر ارشیدری چاپ دوم 1378خورشیدی چاپخانه سعدی نشر مرکز تهران صفحه192 و مجله گزینگ به زبان کُردی به قلم (شه پول) محمد صالح ابراهیمی شماره 39و40 تابستان و پاییز2003 م صفحه 41تا 47. پروفسور مینوسکی می‌گوید: زبان کردی بر پایه‌های متین و استواری قرار دارد و متکی باصول اساسی تاریخی و یکی از لهجه‌های مادی و سکایی است و زبان کردی پیش از انشعاب و تفرق بعدی کردان در عهد باستان پدید آمده است و عنصر زبان مادی در پیدایش کلیة السنة شمال غربی ایران موثر و عامل اساسی بوده است و کردان فقط از ماد صغیر که اتروپاتین: (آذربایجان) کنونی است و به اکناف و اطراف پراکنده‌اند و در سال 836 قبل از زایش مسیح از ماد و مادها نام برده شده‌است، در کتاب اساس فقه الغه ایرانی! زبان کرد بقلم آلبرت زوسین، دستور جامع و کامل زبان کُردی تهیه و تدوین شده است.مویه (سفر دوم 1812) می‌نویسد در 31 ماه اوت هر سال جشن کُردی بافتخار آزاد شدن ایران از جور و ظلم ضحاک برپا می‌گردد و این جشن کُردی در بعضی کتابها به نام عیدالکُردی نام برده شده است. مار زیر عنوان چلبی- کُرد و کردستان، و اسیلی نیکتین، چاپ 1366 ترجمه محمد قاضی، صفحة 5 ، مقدمه عباسی بر شرفنامه صفحه 32 تا 48 چاپ 1343- در آغاز جنگ جهانی، دو مرکز فرهنگی کُرد فراهم گردید

 1-    یکی در دمشق که آثار ادبی نزدیک به مکتب حکیم احمدخانی را چاپ و تجدید چاپ می‌کرد.

2- دوم در بغداد که انتشار آثار ادبی کُردی وابسته به سبک و سنت باباطاهر عریان در آن تمرکز یافته بود. درکنار آنها در قاهره چاپ انتقادی از متن کتاب شرفنامه به همت محمدعلی عونی و فرج‌الله ذکی و همچنین یک اثر کُردی مربوط به الهیات تالیف حکیم سیدعبدالرحیم الحسینی نامدار به مولوی کُرد به لهجه گورانی صورت کرفت.

 امیر جلادت بدرخان که در 1951 که بر اثر تصادف فوت کرد که بر اثر شرکتش در قیام ناکام حجوآقا در ترکیه به سوریه رفته بود، در دمشق در محله کردان ساکن شده بود و برادرش امیرکامران بدرخان مقیم بیروت که از 1925 به پاریس رفت ناشر افکار این نهضت مجله (هاوار) بود که به زبان کُردی و فرانسه چاپ می‌شد و نخستین شماره آن در ماه مه 1932 منتشر شد و مورد تایید و کمک  مادی و معنوی کردان تحصیل کرده قرار گرفت  من‌جمله: هه‌وینده سوری، علی سیدو، و از پزشکان، دکتر  احمد نافذ، از شاعران خلقی جگر خوین، عبدالخالق اسیری، قدریجان و مصطفی احمد بوتی، بنیانگذاران مجله ‌هاوار یک الفبای کُردی با حروف لاتین پدید آوردند. ساده که در حد امکان علایم مشخصه واصوات معمول در زبان کُردی را با وضوح کامل منعکس میکرد. مجله هاوار می‌کوشید بخشهای مختلف کُردی‌کرمانجی را متحد سازد و از زبان شاعران کلاسیک کُرد بهره گیرد. و یکصد و دو سال پیش نیز روزنامه به زبان کُردی توسط مقداد بدرخان و بدرخانیان چاپ و در قاهره، انگلیس و فرانسه منتشر گردیده است:

1- در تابستان 1934 کنگره‌ای در ایروان درمورد فرهنگ و زبان کُردی برگزار شد. 2- از 1928 ببعد ادبیات کُردی کتبی به زبان کُردی در میان کردهای ارمنستان تدریس شد

3- از ادبیات کلاسیک کُردی حکیم احمد خانی و فولکلور غنی ‌کُردان در ارمنستان استفاده می‌گردید، روزنامه، کتاب، چاپ و نشر ادبی کُردی در ارمنستان بعد از کنگرة 1924 گسترده‌تر شد، املای زبان کُردی و زبان کُردی تاحدودی در ارمنستان بی‌نقص شد.کنگرة 1924 ایروان آرزوهای صریح زیر را بیان داشت:

1- واژه‌سازی یا احیای واژگان فراموش شده زبان

کُردی،

2- استفاده از زبان کُردی در مدارس

/ 46 نظر / 49 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طالب

اگه امكانش هست يه سر به وب سايت ماهنامه كردي دانشگاه اروميه بزنيد تا با راهنمايي هاي شما بهتر شود www.rejina-wrme.blogfa.com

آرزو سروش

سلام عموجون ممنون به خاطر زحماتی که میکشی،هروقت که به وبلاگ سر میزنم کلی مطالب جدید،آموزنده و پربار میبینم که با خوندنشون به اطلاعاتم اضافه میشه وبرام جالبن. بیشتر از همیشه به داشتن شما افتخار میکنم. موفق باشید

اسماعیل حسین پور

باسلام وادب سوم اسفند روز جهانی زبان مادری برشما دلدادۀ اصالت ها مبارک باد!

پرویز بدوی ارومیه(گرجهو)

سلام خالوجان.امیدوارم احوالتان خوب باشدبه راستی(کردی هنراست) همان طور که ماموستای آرام تیگرام میسراید(به خه ملو روشه/شیرین و خۆشه‌ زمانێ کۆردی).بژی کردوکردستان. زووووووووور سپاااااااااااااااااااس.

ژیار هەورامی

سڵام ئوستاد دەس وەشی کەروونە چی پەلیانێتە[وبلاگ]فرە سپاس : ببورە من دەخوازم ئەز پرسیارێ لەت کەم :ئایا زمان هۆرامی وزازایی پەیوەندی لە هەمبەر وان هەنە :سپاس

س

سلام احتمالا "بشین ئومه‌که" همون "بچن" باشه مثلا "بچو "یا برو در زبان شمالی ها میشه "بشو"

برای وه موراد

زور سوپاس ژ بوی ته برای عه زیز ته زه حمه ته کی گه له کیشا یه کو ته سایته ک در مئردا کوردان چی کرییه

مراد صالحیان از شهرستان زیبای اشنویه

با عرض سلام وخسته نباشی خدمت شما عزیزان زحمت کش من هم به نوبت خود از شما نویسنده عزیز وسایر همکارانتون متشکرم که این وب سایت زیبا رو برای ارتقا دادن سطح آگاهی مردم درست کردید امیدوارم همیشه موفق وموعیید باشید .

پوریا

با عرض سلام خدمت تمام کرد زبان ها بخصوص نویسنده ی عزیز ولی من خواستم به اطلاعتون برسونم که لری زیر شاخه ای از کردی نیست بلکه خودش یه شاخه ای جداست و هم از این نژاد پرستی های کردی و هم از نژادپرستی های فارسی جداست ولی لرها و کردها هر دو از نژاد ماد هستند ولی یک چیز دیگری که وجود داره اینه که لری فقط به زبان گذشته ی مادها نیست بلکه لری مخلوطی از مادها و لولوبی ها و کاسی هاست

لک

استاد من شعرهای کرمانجی که با الفبای فارسی نوشتید را کامل فهمیدم برایم عجیب بود چون فاصله ما لک زبانان تا شمال خراسان خیلی زیاده.. ماموستا گوچه رتم